چه بر سر من آمدهدیگر از دوریت نمی ترسماز اینکه نیستیو از ترس نبودنت نمی هراسم و نمی میرمچه بر سرم آمدهکه به وقت خداحافظیاینچنین بی باکاز تو روی بر می گردانمو از ترس دلتنگی و دوریبارها و بارها سر بر نمی گردانمراستی تو بگوچه بر سر من آمده؟
برچسب:
نویسنده: محمد کریمی
تاريخ: يکشنبه
26 آذر
1402 ساعت: 6:56